كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

37

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

شيطانى در ذهن و احساسات مردم جاى داد . همان‌گونه كه نرمن دانيل « 1 » ، در مطالعات دقيق و روشن خود در كتاب عرب‌ها و اروپاى قرون وسطى « 2 » ، شرح مىدهد ، اسلام ديگر به عنوان مسأله‌اى خارجى و تاريخى براى اروپائيان مطرح نبود . « اصلاح‌طلبان آن را به عنوان پديده‌اى داخلى كه مىتواند در صف دشمنان دكترين آنها قرار گيرد قرار دادند . بدين ترتيب اين تفكر كه چندين سال ذهن اروپائيان را به خود مشغول نموده بود كاملا جاى باز كرد . » 21 دانيل « 3 » مقابله اسلام و مسيحيت را مانند مقابله پروتستان‌ها و كاتوليك‌ها مىبيند ، بدون آنكه از اين تقابل مثال روشنى بيان نمايد . مبلّغ كاتوليك قرن هفدهم ، إم . لفبور « 4 » ، مسلمانان را « پروتستان‌هاى محمدى » مىبيند كه سعى در اصلاح دين مسيح دارند : « اينها اميدوارند كه تمامى گناهانى كه در پيروى از ماهومت « 5 » به گردن آنها آويخته شده پاك شود » . در مقابل نويسنده و جهانگرد معروف ، إل . راوولف « 6 » ، مسلمانان را « كاتوليك‌هاى محمدى » « 7 » مىبيند : « آنها به دنبال ابداعات الهى خود از قبيل كارهاى خير ، ذكات ، نماز ، روزه ، رسيدگى به بندگان و اسرا ، درصدد رضايت خداوند هستند . » 22 در قرون وسطى مسيحيان تنها مىتوانستند اسلام را به عنوان اقتباسى غلط از مسيحيت باور داشته باشند ، و به همين دليل افسانه ضد مسيح بودن محمد را ابداع نموده و در اشاعه آن پافشارى مىنمودند . بعدا ، با روشنگرىهاى بيشتر در مورد خود مسيحيت ، محمد ( ص ) و مذهب او بيشتر در چهارچوب تفسيرهاى مسيحيت مورد بحث قرار مىگرفت تا به عنوان يك مذهب مستقل و تاريخى . به هيچ‌وجه به نظر نمىرسيد كه آنها بر اين باور باشند كه خود مسلمانان مستقلا از نوعى اشتياق و ايمان الهى برخوردارند كه هيچ ربطى به اعمال و دستورات دين مسيح ندارد . در دوران رنسانس گروهى از غربيان سعى در برداشت روشن‌تر و منطقىترى از دين اسلام را داشتند كه به وسيله پيتر محترم « 8 » پايه‌ريزى گرديده و شاگردانش مانند

--> ( 1 ) - Norman Daniel ( 2 ) - The Arabs and Medieval Europe ( 3 ) - Daniel ( 4 ) - M . Lefebvre ( 5 ) - Mahomet ( 6 ) - L . Rauwolff ( 7 ) - Mohammadan Catholics ( 8 ) - Peter the Venerable